|
فقط کلمات راز مرا می دانند |
|
|
|
قار یاغیر دنه دنه زامان یاتمییب یئنه یوخولی باخیشلارین لاپ باشقا سیغینیر شهرین سینه سینه . قار یاغیر دنه دنه شهره گئده ن یولا گئجه قارانلیقینا شهر بورونوب یاتیب بو گئجه سسیز یئنه بو گئجه بو قارلی گئجه ۰ قار یاغیر دنه دنه قاش گوز نغمه سیله لای لای دییر شهره لای لای دییر بوگئجه . قار یاغیر دنه دنه .
این پسر کوچیکم فرحانه ۱۰ بهمن میشه سه سالش
اون وسطی هم عرفانه ۲۳ اسفند ۱۲ سالش تموم می شه سمت چپ هم امیر پسر همسایه است .
پی نوشت : شهر من برفی ست (ممنون از فاطمه عزیز به خاطر ارسال آدرس جهت آپلود ) پی نوشت ۲ : معنی شعر برف می بارد دانه به دانه
اکنون در معرض آه تو به انتظار ویرانی خود نشسته ام اگر به رهایی ام می اندیشی توفان سهمگینت را بدرقه راهم کن . پی نوشت : تمامیِ هر ترانه در ناتمامیِ ماست، ما هم عجب روزگاری داريم به خدا!
آرام ...آرام اندیشه هایم را به باد سپرده ام حالا تمام فصلهایم طوفانیست ...
می خواهم تمام اندیشه هایم را خواب کنم تا خاطره شوی اما تو خواب نمیشوی و هی خواب نما میشوی . می خواهم تمام اندیشه هایم را رها کنم تا گم شوی در جایی که نمی شناسیش اما تو گم نمی شوی و باز پیدایت می شود . می خواهم تمام اندیشه هایم را بکشم تا کشته شوی اما تو کشته نمی شوی . آنگاه تو را از ارتفاع خودم صعود می دهم تا اوج بگیری و پرواز کنی اما باز پرواز می کنی و بر من می نشینی . این بار خودم سقوط می کنم و تو را در ارتفاع خودم جا می گذارم هی سقوط می کنم و سقوط که هرگز به من نرسی .
پر از احساسم امشب . دوستی ها چه زیبا و ماندگارند اگر در لحظه ها قدر دانشان باشیم . بویانیب قانادلاریم آل قانا کدر ایلی دانه نی نینورم سارالان گولو بیچیلن دیلی قیریلان چغاننی نینورم یاشاماغلیقا کسیلیب آمان اوره گ اولکه سین بوروبوب دومان بئله بیر زمانه نی نینورم گئدیرم گلون گوروشوم گئدیم گوروشوم بیر آن سوئوشوم گئدیم یئنی غربته ، قوئوشوم گئدیم بئله بیر زمانه نی نینورم ....
شب نشینی و سکوت کوچه های سرد خانه های گرم و داستان و نقل وحرف هدیه میکند خدا ز آسمان بر اهالی زمین نرم و نازنین شکوفه ی بهار را به شکل برف . . نعمت خدا، چه هدیه ی خجسته ایست شکل های گونه گون برف هر کدامشان ، نشان آرزوی دلشکسته ای ست . . صبح روز بعد ... پشت پنجره ایستاده ام با هزار امید بام خانه ها کوچه باغ ها کوهها و جاده ها همه سپید
پی نوشت : شهر من برفی ست
دور باش اما نزدیک ! من از نزدیک بودن های دور می ترسم !!!
پی نوشت : این مطلب در وب سایت تبیان مرکز زنجان منتشر شده بود به طور طبیعی شدت و اشتیاق یک رابطه در طول زمان تغییر می کند. عموماً شدت یک رابطه بعد از ازدواج به طور غم انگیزی کاهش پیدا می کند. در ازدواج، ما خیلی نزدیک به هم زندگی می کنیم و این باعث می شود که به همدیگر عادت بکنیم و یا حتی از همدیگر خسته بشویم. صادقانه باید گفت، اگر ما در طول زمان به شدت یکدیگر را دوست داشته باشیم، به زودی از یکدیگر خسته می شویم و نمی توانیم در دنیای واقعی عملکرد مفیدی داشته باشیم. یک تحقیق انجام شده روی زوج های جوان نشان داد که در حدود نصف همسران در زمینه ی ادامه ی ازدواج خود دچار شک و تردید هستند زیرا آنها طی سال اول ازدواج و نیز در ادامه، مشکلات زناشویی زیادی را تجربه کرده اند. در حدود ۴۰ درصد افراد مورد مطالعه، ازدواج را سخت تر از حد تصور خود تجربه کردند و خاطرنشان کردند که همسر آنها بعد از ازدواج نسبت به آنها حساس تر شده است. اگرچه اغلب مردم اعتقاد دارند که سالهای اول ازدواج بهترین سالهای زندگی هستند ولی حقیقت این است که سازگار شدن با یک شخص دیگر،برای بیشتر مردم کار سختی است. آمار طلاق در سالهای اول زندگی مشترک زناشویی نسبت به سالهای بالاتر واقعاً زیاد است. تصور کبوتران عاشقی که با شادی در لانه ی عشق خود همنشین می شوند اغلب تصور غلطی است. |